دانستنیهای علمی ، پزشکی

تقدیم به خواهرم سارابه پاس زحمات و محبتهایش

همه چیز درباره طب اسلامی و نسبت آن با طب نوین

 مشرق، دکتر حسین روازاده از شناخته شده‎ترین چهره‎‎های فعال در جریان طب اسلامی‎ست. متخصص قلب و فارغ‎التحصیل از دانشگاه تهران؛ ایشان سهم عمده‎ای در آگاهی‎بخشی به جامعه از دسیسه‎ها و توطئه‎‎های جریان استعمار در بحث طب و تغذیه داشته‎اند و نظر بسیاری از آحاد جامعه را به‎سوی خود جلب کرده‎اند. مطالب پیش رو حاصل گفت‎وگوی چند ساعته پنجره با ایشان است که به‎طور خلاصه به علاقه‎مندان این حوزه تقدیم می‎شود.

اگر شما بخواهید طب اسلامی را به‎طور خلاصه معرفی کنید، چه تعریفی ارائه می‎دهید؟

طب در مجموع به هرچیزی که بتواند در راستای سلامتی انسان مؤثر باشد، چه در درمان جسم و چه در درمان روح، گفته می‎شود که همگی توسط پروردگار تبارک و تعالی در طول قرون گذشته هدایت شده، گرچه به نام دانشمندان متفاوت ثبت باشد. در یک جمله ساده طب را در مجموع متعلق به پروردگار تبارک و تعالی می‎دانم و در زمان صدر اسلام هم چون تجمیعی از تمام علوم و ادیان شد، طب هم در این راستا مانند علم نجوم و علم‎‎های دیگر اسم اسلامی بر آن نهاده شد. البته در رابطه با علوم دیگر می‎شود شکل‎‎های دیگری هم مطرح کرد، اما در مورد طب ادله‎‎ای وجود دارد که انسان نمی‎تواند به هیچ‎وجه ادعا کند که می‎تواند علم طب را خودش ابداع و اجرا کند و بدون غلط، نتیجه خوبی بگیرد. در مجموع علم را آن‎چیزی می‎دانم که در جهت اهداف عالی بشر حرکت کند، اما در مورد علم طب نظرم بر این است که این علم فقط اگر الهی باشد در جهت اهداف عالی بشر حرکت می‎کند، در غیر این‎صورت حرکت نخواهد کرد.

پس آیا این درست است که اصل علم طب قدیم از الهامهای   وحیانی سرچشمه گرفته است؟

تا آن‎جایی که من به‎عنوان یک محقق، تحقیق کردم، هر چیزی که در حال حاضر در دنیا به‎عنوان علم نامیده می‎شود و مفید برای جامعه بشری در زمینه سلامتی روح و روان و جسم فرد است، هیچ‎کدام متعلق به علم غیرخدایی نیست و غیر از این هرچیزی که امروزه به‎عنوان طب امروز مطرح است قطعا برای بشر مضر است. به‎عنوان مثال دانشمندی به‎نام «ویلیام هاروِی» عنوان کرده که گردش کوچک خون را کشف کرده. خب به نام خودش هم ثبت کرده و برخی از کسانی‎که از طب نوین به‎شدت حمایت می‎کنند، به‎عنوان افتخار از این یاد می‎کنند یا فیزیولوژیست‎‎ها روی این موضوع خیلی مانور می‎دهند. دانشجویی مصری در تحقیقاتی که داشته، مشخص کرده که این متعلق به یک دانشمند مسلمان به‎عنوان «قَرَشی» است که ایشان هم به نوبه خود از دانشمندان ایرانی درس گرفته.

هرجا که بررسی می‎کنیم می‎بینیم که تماما این‎‎ها طریق بیان‎شان این است که از خودشان چیزی نداشتند و از جای دیگری الهام گرفته‎اند یا به هر حال علمی است خدایی؛ ولو گرچه‎کسی بیاید و این علم را به دیگری منتسب کند. یا زکریای رازی هر چیزی که عنوان می‎کند، از علومی که از گذشته به‎دست آورده یا در زمان صدر اسلام به‎دست آمده یا خودش شخصا روی آن کار کرده، از کلام او مشخص است که مطالب را متعلق به خودش نمی‎داند. حرکت‎‎هایی که این اشخاص در آن زمان انجام داده‎اند با علم امروز قابل‎تصور نیست. به‎عنوان مثال از حیرت‎آورترین مسائل در این زمینه این است که این‎‎ها از کجا می‎دانستند فرماندهی بدن که امروزه به آن «دی‎ان‎اِی» می‎گویند خوراک و غذایش به اصطلاح امروزی‎‎ها زینک یا روی است.

جالب توجه این است که آن‎ها می‎دانند برای این‎که به «آر اِن اِی» که زیر نظر این فرمانده پیغامبری می‎کند اگر از طرف فرمانده پیغامی داده شود نیاز به انرژی هست، که برای تأمین این انرژی بدن نیاز به یون مس دارد و یون مس به‎صورت کاتالیزور عمل می‎کند؛ به‎خصوص چرخه‎ای که امروزه در کبد کشف کرده‎اند که در آن‎جا میلیارد‎ها یون مس به‎کار گرفته شده است. برای این‎که یک منبع انرژی ساخته شود. همچنین مطالبی را که بوعلی‎سینا در بحث آناتومی گفته وقتی که شما بررسی می‎کنید حیرت‎زده می‎شوید و برای‎تان غیرقابل‎باور است که واقعا این‎‎ها کار بشر بوده است و از میزان تسلط این‎‎ها بر فلزات تعجب می‎کنید. این‎‎ها انرژی هسته‎ای نداشته‎اند که تشخیص بدهند که در بدن انسان فلزات سنگین کجا اثر می‎کند. و الی ماشاءالله مثالهای دیگر. این‎‎ها به‎نظرم علمی اتفاقی نیست.

از بین مباحثی که مطرح فرمودید چند سؤال دیگر قابل‎طرح است. یکی از آن سؤال‎‎ها این است که آیا مبانی معرفت‎شناسی طب اسلامی، چیزی متفاوت از آن مبانی است که امروزه طب مدرن بر اساس آن فعالیت خودش را سازماندهی می‎کند؟

مبانی طب اسلامی بر اساس یک چهارچوب بسیار مشخص و ساده تدوین شده است. طب اسلامی قدرت و عظمتش بیشتر به جهت مبنای مستحکمی است که دارد که این مبنا در قبل از اسلام هم به شکلی ضعیف وجود داشته است. برخی می‎گویند به اسلام ارتباطی ندارد؛ ما هم نمی‎گوییم که حتما به اسلام ارتباط دارد، بلکه می‎گوییم که به خدا ارتباط دارد. این مبانی را خدا بر اساس فهم ما از زمان خلقت بشر و به تناسب کشش و توان فهم ما در اختیار ما قرار داده است و وقتی به اسلام رسیده آن را کامل کرده. اگر ما بگوییم اسلام طب ندارد باید بگوییم که انسان طب نداشته است.

و اگر قرار باشد بگوییم دنیا طب نداشته، معنایش این است که از ابتدای تاریخ تا این یکی دو قرن پیش همه منتظر بودند که انگلیسی‎ها و غربی‎ها طب بیاورند و این منطقی نیست چون انسان از آغاز خلقت به‎دنبال این بوده که مشکلات خودش را حل کند. من همیشه گفته‎ام که اگر 124 هزار پیغمبر 124 هزار نکته گفته باشند، و به هر کدام از ایشان یک نکته از طرف پروردگار الهام شده باشد کار طب تمام است. یعنی طب تکمیل شده است و به کمال خود رسیده است. اگر بخواهیم مقایسه‎ای با طب جدید کنیم باید بگوییم طب جدید - به‎نظر من - پایه‎هایش را بر روی آب نهاده و بسیار لغزنده است به همین جهت هم کسانی‎که این طب را در جهان هدایت می‎کنند آن را بسیار متزلزل دانسته و بسیار دقیق و هدفمند مراقب عدم سقوط آن هستند.

به‎عنوان مثال امکان ندارد هر شب شما در تلویزیون مشاهده نکنید که یک هنرمند یا بازیگر به‎صورتی یک لیوان آب با یک قرص را بخورد و این یعنی اگر شما می‎خواهید رفع مشکل کنید راهش این است که از این قرص و از این یک لیوان آب جدا نشوید. زمانی‎که ما حجامت را بر اساس علاقه شخصی و فرهنگی خودمان شروع کردیم، به محض این‎که این موضوع مطرح شد رادیو‎ها و ماهواره‎‎ها به‎شدت به ما حمله کردند و گفتند که جمهوری اسلامی و روحانیت طب جدید ساخته است با وجود این‎که این موضوع هیچ ارتباطی با روحانیت و طلاب و مراجع نداشت. چون ما اولین استدلالی که در صحبت‎های‎مان می‎آوریم مبانی مستحکم است، اما آن‎‎ها مبانی ندارند. طب باید با ذائقه و روح انسان سازش و همخوانی داشته باشد.

شما وقتی مثلا در یک عطاری واقعی می‎روید بی‎دلیل می‎خواهید آن‎جا بچرخید و از هوای آن‎جا استفاده کنید و تنفس کنید و از آن‎جا لذت ببرید. ولی وقتی وارد یک داروخانه شیمیایی می‎شوید اصلا دوست دارید فرار کنید یعنی می‎خواهید هرچه زودتر دارو را بگیرید و بروید. اما در قدیم جهت معاینه نزد حکیم می‎رفتید و نزد حکیم کسی به هم نمی‎ریزد، بلکه آرامش قلبی پیدا می‎کند؛ چراکه همه مسائل را از منظر معنوی و مادی و علمی در نظر می‎گیرد.

شما مطرح کردید مبانی معرفت‎شناسی طب اسلامی متفاوت از معرفت‎شناسی طب مدرن است. سؤالی که این‎جا پیش می‎آید این است که چگونه ممکن است بین دو سیستم طبی که بر اساس مبانی معرفت‎شناسی کاملا متفاوت از هم تولید شده‎اند تلفیق برقرار کرد و سؤال دیگر این است که اگر اعتقاد دارید که تعامل صحیح می‎تواند برقرار شود این تعامل صحیح باید چگونه باشد که تبدیل به التقاط نشود؟

من یک بحثی را قبلا هم در یکی از محافل مهم عرض کردم و آن این‎که ما که انقلاب کرده‎ایم و باید در همه امور انقلاب کنیم. حضرت امام هم نظرش این بود. یکی از انقلاب‎‎های ما انقلاب طب است. اما راه رسیدن به این هدف برای این‎که ما دچار التقاط نشویم این است که حتما باید در کنار خودمان یک نرده‎‎هایی را به‎عنوان حفاظ از هر دو طرف قرار دهیم که از مسیر خارج نشویم. من اسم آن را گذاشته‎ام احیای طب اسلامی. این معنایش چه هست؟ ما اگر بخواهیم موفق شویم. اول باید آن ساختمانی را که خداوند تبارک و تعالی برای ما ساخته بوده و عده‎ای آمدند تخریبش کردند و یک مقدار صدمه‎اش زدند، از پایه و اساس بیاوریم بالا و برسانیم به آن‎جایی که بوده، و بعد از آن دانشمندان ما بر اساس آن پایه و اساس رشد پیدا کنند و تربیت شوند. اما اگر قبل از احیا شدن بنا، کسی بخواهد در این زمینه نظر‎های شخصی اعمال کند انحراف ایجاد می‎شود. این‎طور بگویم اگر یک‎ذره از این طب برداریم و یک‎ذره از آن طب برداریم و داخل همدیگر بگذاریم چیز خوبی به‎دست نمی‎آید.

با توجه به مباحثی که ارائه کردید سؤالی که پیش می‎آید این است که با وجود این تفاوت‎‎های مبنایی بین نگاه مدرن و نگاه اسلامی، آیا اساسا سیستم‎‎های نظارتی مدرن با رویکرد‎های امروزی صلاحیت نظارت بر طب سنتی و اسلامی را دارند یا خیر؟

این حرکت کاملا اشتباه است. چون حتی دو کارخانه تولیدی با دو نوع جنس تولیدی متفاوت هم دو متخصص متفاوت می‎خواهد که این‎ها را بررسی کند. چه برسد علم طب را با این گستردگی‎اش یک فردی بخواهد با یک دیدگاه خاص هر دو طب (سنتی و مدرن) را یا مؤاخذه کند یا بررسی کند یا نظر راجع به آن‎ها بدهد. کار اصولی آن است که سیستم‎ها باید از هم جدا باشند و کارشناسان آن‎‎ها هم جدا باشند. مثلا اگر می‎خواهند راجع به عطاری نظر بدهند، باید کارشناس داروهای گیاهی بیاید بالای سر عطاری یا اگر می‎خواهند در مورد داروخانه‎‎های شیمیایی نظر دهند کارشناس داروهای شیمیایی باید برود بالای سر داروخانه‎‎های شیمیایی و آن‎ها را جداگانه بررسی کند. اگر غیر از این باشد یک تداخل و یک تضادی ایجاد می‎شود که آن تضاد برای جامعه مضر است.

یکی از سؤالاتی که بین علاقه‎مندان جریان طب اسلامی مطرح است این است که چرا فعالان این جریان هنوز به تدوین طرح‎ها و دیدگاه‎‎های خود جهت ارائه به رهبر انقلاب نپرداخته‎اند تا از این طریق از حمایت‎‎های علنی‎تر ایشان برخوردار شوند. مثلا شبیه این کار را برخی از فعالان علمی مؤسسه رویان، انجام داده‎اند و مورد تأیید قرار گرفته‎اند. سؤال این است که چرا در طب اسلامی این رویکرد هنوز به‎وجود نیامده؟

شما وقتی‎که می‎خواهید یک جریانی را راه بیندازید دو شکل دارد. یا ابزارش را در اختیار دارید یا ندارید. مؤسسه رویان هم ابزارش را از قبل داشته، مؤسسه رویان هرچه که هست متعلق به همین طب جدید است و نمونه کار‎های این حرکت در کشور‎های دیگر نیز هست. افرادی که در این زمینه بخواهند تحقیق کنند و این حرکت را راه‎اندازی کنند همه امکاناتش در دنیا هست. شما باید فقط این را جمع‎آوری کنید. ولی آن چیزی که در طب اسلامی مطرح است این است که شما از کشور خودمان که خارج شوید هیچ سیستم حکومتی در دنیا این طب را ندارد و به‎طور عادی نمونه‎اش در دانشگاه‎‎های کشورهای دیگر نیست و هیچ حکومتی به‎طور سیستماتیک حمایت از این جریان نکرده و نمی‎کند. این یک انقلابی است که در ایران شده است.

و حضرت امام در سال 1358 به افرادی که می‎خواستند حرکت‎‎هایی در این زمینه انجام دهند فرمودند الان وقت این‎کار‎ها نیست و عین جمله‎شان در جلد نهم صحیفه نور موجود است که می‎فرمایند: زمانی‎که اساس مملکت برقرار شد شما بروید دنبال طب اسلامی حالا یا به قولی طب سنتی و آن‎‎ها بروند به‎دنبال طب وارداتی. حالا یک حرکتی آغاز شده. الحمد‎لله ‎که شما‎ها هستید و دوستان هستند و تا حدودی آشنا شده‎اند و از طب اسلامی و سنتی صحبت می‎شود. از طب ایرانی و پزشکی ایرانی صحبت و از طب جامع صحبت می‎شود و دوستان زیادی در تلویزیون در این‎باره سخنرانی دارند. خود وزارت بهداشت و درمان در مورد طب سنتی صحبت می‎کند و اساتیدی در دانشگاه و در رسانه‎‎ها صحبت می‎کنند و دانشکده‎‎هایی در این زمینه درست شده است. این‎ها خودش طلیعه پربار برای این جریان است. این‎که اشکالاتی دارد، وارد است. وقتی‎که یک نوزاد به دنیا می‎آید خب مشکلاتی هم دارد و خطا‎هایی هم دارد و خلاف‎‎هایی هم می‎کند. الحمدلله رهبر معظم انقلاب هم بیدار بیدار بیدار است. ما در رشته خودمان داریم می‎گوییم. من با دیگران هم که صحبت کردم دیدم همه دارند همین حرف را می‎زنند بچه‎‎های سینما هم همین چند روز پیش می‎گفتند که واقعا آقا در بحث سینما حرف اول را می‎زند در ایران. این نشان می‎دهد که در رشته‎‎های مختلف الحمدلله رهبری بیدار است. آن‎ وقتی که انقلاب واقعی این جریان صورت بگیرد می‎بینید که چطوری همه با هم یکی می‎شوند و آن‎موقع ما به رهبر عرض میکنیم که بچه‎‎ها و شاگردان شما بی‎کار نبوده‎اند و ببینید که همه در صحنه بوده‎اند ولی صلاح در این بوده که طوری در صحنه باشند که مشهود نباشند.

من این اتحاد را در بین بچه‎‎هایی که در این زمینه‎‎ها دارند کار می‎کنند حس می‎کنم قطعا هم آقا نظرش این نیست که این کار الان بشود. آقا در مورد این زمان دارد صحبت می‎کند. یقین بدانید دو سال دیگر یک صحبت دیگری خواهد بود و پنج سال دیگر یک صحبت دیگری خواهد بود. من کلا این حرکت را مثبت می‎بینم و مطمئن هستم که در آینده‎ای نه چندان دور، مردم هم در سطح گسترده به حمایت این جریان می‎آیند. همان‎طور که تا حدودی می‎بینیم که مردم آشنا شده‎اند. انقلاب و دوست‎داران رهبری یقین بدانند که کارشان نتیجه داده که الان خیلی‎‎ها در این مورد دارند صحبت می‎کنند و از این به بعد هم بیشتر ثمر خواهد داد و به بار می‎نشیند. به قول یکی از دوستان، انقلاب 57 این طب در حال نزدیک شدن و وقوع است.

آقای دکتر امروز صحبت‎‎هایی از برخی فعالان جریان طب سنتی کشور در رویکرد به این طب شنیده می‎شود که مورد سؤال است. به‎عنوان نمونه مطرح می‎شود که طب سنتی صلاحیت ورود به تمام حیطه‎‎های پزشکی را ندارد از این‎رو این طب را طب مکمل می‎نامند. یعنی طبی که فقط می‎تواند برخی ابعاد طب رایج را تکامل بخشد. آیا چنین رویکردی را درست می‎دانید؟

ما سؤال‎‎هایی در همین مورد می‎کنیم، مثلا وسایل و ابزاری که برای جراحی در زمان بوعلی‎سینا‎ها استفاده می‎شده که برخی الان عکسش هم وجود دارد، تفاوت آن‎چنانی با ابزار امروزی که در اتاق‎‎های عمل دارد استفاده می‎شود مثل پنس و امثالهم ندارد. چه‎کسی گفته که این جراحی را که امروز انجام می‎دهند در قدیم نمی‎توانستند انجام دهند؟ یا مثلا در مورد مسائل پیچیده قلبی، همین را می‎گویند. برخی از متخصصین قلب را هم حاضریم بیاوریم و نظر بدهند که خیلی از آن‎‎هایی که مثلا می‎خواهند الان باطری قلب بگذارند، که این یک جراحی امروزی است. ما بدون جراحی علم درمانش را پیدا کردیم و حالا بحث احیا کردنش است. ما به هرکدام از این‎‎ها که می‎خواهند این کار را انجام بدهند، می‎گوییم که آقا کتاب طب سنتی می‎گوید این دوایش است. او می‎رود همان شب می‎خورد و فردا صبح می‎رود پیش طبیبش، طبیبش می‎گوید جراحی نقدا لازم نیست. خود حضرت امام هم می‎فرمودند خیلی از این جراحی‎‎هایی که دارد انجام می‎شود زیر سؤال است. این‎‎ها فقط دارند جراحی را به رخ ما می‎کشند چون توانسته‎اند کلا جراحی ما را پاک کنند. می‎شود احیا کرد و خیلی هم راحت می‎شود احیا کرد. نظر ما اتفاقا این است که شدنی است و می‎شود در زمینه طب استقلال داشت.

نظرتان در مورد رابطه طب سنتی و اسلامی چیست؟

هرچند که برخی دوستان ما از واژه طب سنتی استفاده می‎کنند اما این‎که دشمنان ما علاقه دارند از این کلمه استفاده کنند، به‎خاطر آن است که اسم اسلام نیاید. البته به‎نظرم اگر در ایران به این طب، پزشکی ایرانی هم بگوییم، گفته‎ایم طب اسلامی، چرا؟ چون طب سنتی طبی است که قبل از اسلام بوده. آن سنت‎ها تجمیع شدند و به هر حال تبدیل شدند به طبی که در دورانی این طب توسط برخی به اروپا رفت و در یونان شکل دوباره‎ای گرفت و آن‎‎ها هم رویش کار‎های خوبی کردند و در یک عصر دیگر ایرانی‎‎ها به‎خصوص در دوران اسلام قدرتمند شدند و رفتند علم خودمان را از آن‎‎ها گرفتند و در دانشگاه جندی‎شاپور پروراندند و روح اسلام را در آن دمیدند و الان هم که صحبت می‎کنند، می‎گویند طب بوعلی و طب رازی. این‎‎ها همه از پیشروان دین اسلام بودند.

کتاب‎‎های همه‎شان را که می‎خوانیم از نوشته‎‎ها مشخص است که انسان‎‎های متدین و مؤمنی بوده‎اند و از بیانات این‎‎ها مشخص است که همه کارهای‎شان برای خدا بوده است. می‎توانیم بگوییم پزشکی ایرانی یا بگوییم طب جامع ایرانی. ولی در مجموع ما مدیون اسلام هستیم. اگر اسلام نیامده بود به‎نظر من اصلا ما شکوفایی‎ای در دوران صفویه در شاخه‎‎های مختلف نداشتیم. نه معماری اسلامی داشتیم، نه نجوم اسلامی به این قشنگی داشتیم، نه طب اسلامی و همه این‎ها را نداشتیم.

یکی از مسائلی که رهبر معظم انقلاب روی آن خیلی تأکید دارند بحث کرسی‎‎های آزاداندیشی است. سؤال این است که سهم جریان طب اسلامی در این کرسی‎‎های آزاداندیشی چه می‎تواند باشد؟

شما این را در یک مقیاس بزرگ‎تر بگویید. بگویید مثلا سهم ورزش باستانی ما در ورزش جهانی، تا چه حد است؟ اگر قرار باشد یک چنین کرسی در جهان برقرار باشد باید چه امکاناتی داشته باشد؟ چه شرایطی باید ایجاد شود؟ ما الان در داخل کشور خودمان هنوز آن شرایط مناسب را نداریم. اما رهبر معظم انقلاب با موقعیت‎شناسی و زمان‎شناسی قشنگی که دارند مشاهده کرده‎اند که بچه‎‎ها در دانشکده طب سنتی رسیده‎اند به سال آخر و می‎توانند پاسخ‎گوی سؤالات باشند. الان هستند کسانی‎که حرف‎هایی برای گفتن دارند. کم‎کم در تلویزیون دارند در برخی از کانال‎‎ها از این مسائل صحبت می‎کنند.

اما از طرفی می‎بینیم که یک شورای سلامتی در تلویزیون ایجاد می‎شود و تا حدی ایجاد محدودیت می‎کند. البته این‎‎ها دارد کم‎کم برداشته می‎شود. بحث کرسیهای آزاداندیشی که شما می‎فرمایید این دارد باز می‎شود و شرایطش فراهم می‎شود. چون به‎مرور زمان متوجه شده‎اند که ادامه مسیر سابق مانع رشد می‎شود. این مسیر یک مسیری است که همه باید از آن آگاه شوند که اگر می‎خواهند زندگی سالم و جسم سالم داشته باشند و سلامتی خود را حفظ کنند و عمر طولانی کنند هیچ راهی جز این ندارند که در مسیر تغذیه سالم قرار بگیرند و تغذیه سالم هم وجود ندارد الا همان چیزی که اسلام به آن توصیه کرده است.

یکی از مسائلی که امروز در رابطه با موفقیت‎‎های طب مدرن مطرح می‎شود این است که می‎گویند از موقعی که طب مدرن توانسته خودش را سازماندهی کند، بیماری‎‎های همه‎گیر و مرگ و میر‎هایی که در قدیم وجود داشته دیگر پیش نمی‎آید و این را دلیل قوت طب مدرن و ضعف طب سنتی می‎دانند. نظر شما در این مورد چه هست؟

این‎‎ها هر کدامش استدلال می‎خواهد و زمان‎بر است و بحث را در چند کلام نمی‎شود عنوان کرد. بعد از هجوم انگلیس به ایران در دو قرن پیش، این‎ها در کشور ما یک حالت برزخ درست کردند. یعنی چه؟ یعنی این‎که ما قبلا یک دوره بهشتی داشتیم و این‎‎ها که آمدند یک دوران برزخ درست کردند. در این دوران برزخ بلا‎های زیادی بر سر ملت ایران آمد. ولی این دوران برزخ متعلق به که بود؟ متعلق به انگلیس بود. مثلا ما حمامی داشتیم به نام حمام گنجعلی‎خان. همان حمام‎‎های سنتی. این حمام‎‎های سنتی‎ قسمت‎‎های متفاوتی داشت که هر کسی با توجه به مزاجش به آن قسمت‎ها می‎رفت. یک قسمت حوضچه داشت، یکی کیسه‎کشی داشت، یکی دلاکی داشت و... این‎‎ها به‎جای خود بود، یک خزینه‎ای داشت که آن خزینه از یک دیگ بسیار بزرگ مسی درست شده بود که الان علم امروز دارد می‎گوید برای رفع خستگی‎‎های مزمن شما بیایید از وان‎‎های مسی استفاده کنید.

این‎‎ها می‎رفتند در این حمام‎‎ها خودشان را کامل می‎شستند و تمیز که می‎شدند در آخر باید می‎رفتند در آن خزینه و با آن حال در خزینه می‎ماندند؛ با توجه به این‎که مس حرارت کمی می‎خواهد برای گرم شدنش و میکروب‎زداست، یعنی شما هر بیماری‎ای که داشتید می‎خواستید از بدن شما خارج می‎شد، به‎نوعی وارد آب و تبدیل به واکسن برای نفر بعد می‎شد. به این دلیل است که رسول خدا در 20 مورد در جا‎های مختلف در حدیث می‎گوید که شما از موارد مشترک هم استفاده نکنید ولی راجع به کاسه آب خوردن و کاسه مسی می‎‎گویند که مستحب است که خورده شود. چون به محض این‎که شما لبت را می‎زنید به یک کاسه ویروسی همان لحظه این ویروس تضعیف می‎شود و بعد هم می‎میرد این می‎شود واکسن برای نفر بعد. خب این‎‎ها آمدند این را تبدیل کردند به یک حمام‎‎های جدیدی که الان در سطح تهران هست. این‎‎ها سنتی نیستند، برای 50 سال پیش یا 60 سال پیش است. وقتی می‎روی وارد این حمام‎‎ها می‎شوی می‎بینی که می‎گویند این‎جا خزینه‎اش بوده و خزینه‎اش را خراب کرده‎اند از بس که مردم کچلی گرفته‎اند و از بس که بیماری گرفته‎اند و از بس که از لنگ‎‎های مشترک استفاده کرده‎اند. اما این برای طب اسلامی نیست، این برای دوران برزخ است.

بعد همکاران دانشگاهی این را که نمی‎دانند. این را می‎گذارند به حساب علم ما. می‎گویند آن‎طوری بود. الان آمده‎اند چه‎کار کرده‎اند؟ حمام را آوردند داخل منزل و بهداشت را آوردند داخل منزل. حمام‎‎های مدرن یا سونا درست کرده‎اند و هزاران تعریف از آن می‎کنند. حالا می‎رویم می‎بینیم که ای دل غافل در همین سونا‎ها هم همان‎چیزها اتفاق می‎افتد. حوله و لنگ‎شان زیرپا افتاده و لگد می‎کنند و آبش هم که 10 نفر می‎روند در جکوزی؛ این می‎رود و آن می‎آید؛ اما دیگر الان مشکلی هم ندارد. آمارهای‎شان هم غلط است و علمی نیست. آیا الان شما در میان مردم انسان‎‎های 120 ساله می‎بینید. الان با ذوق و شوق عنوان می‎شود که حد متوسط عمر خیلی خوب شده و رفتیم مثلا روی مرز 70 سال؛ سن عمر ما که همه‎اش روی 100 سال و 120 سال و 140 سال بود و یک بازمانده‎شان که تازگی‎‎ها فوت کرد 146 سال سن داشت. یک دختر خانمی با 146 سال ماشاءالله سر‎حال هم بود. ما بحث سر این‎‎ها داریم.

آیا این محصولاتی که به‎عنوان محصولات ارگانیک دارند به بازار‎ها می‎آیند، محصولات طبیعی هستند؟

ما خبر نداریم که ارگانیک به معنای «طبیعی» هست یا نه؟ اما برای ما طبیعی ترجمه کرده‎اند. طبیعی به زبان انگلیسی می‎شود نچرال (natural).

خب این مرغی را که الان شما در بازار می‎بینید این حالت برزخ تغذیه است. قبلش مرغ و خروس و غاز و اردک طبیعی بوده. همان نچرال. شما این را آورده‎اید تبدیل کرده‎اید به یک ژن، ژن هم سرطانی بوده. مرغ‎‎هایی که امروز هست، غده سرطانی انسانی است. ما مدارک مستند داریم که ژنش را گرفته‎اند با ژن خوک و با ژن مرغ محلی ترکیب کرده‎اند که مراجع ما نتوانند بگویند حرام است. این شده مرغ. حالا می‎گویند ما به شما مرغ طبیعی می‎دهیم. بفرمایید این را بهش می‎گویند طبیعی. مردم را قانع می‎کنند به این‎‎ها و می‎آییم و توضیح می‎دهیم می‎گوییم که نه آقا این ارگانیک نیست. این حالت برزخ است. ما را اول برده‎اند در یک دوران برزخی بعد از برزخ برده‎اند در جهنم، بعد از جهنم ما قانع شدیم، که برگردیم به برزخ. بعد می‎گویند وضع مرغ‎تان یادتان است که چه وضعی بود. آبله‎مرغان یادتان است. کچلی‎‎ها یادتان است. با یک آپاندیس می‎مردند یادتان است. خب این‎‎ها همه‎اش برای دوران برزخ است و هیچ ربطی به دوران شکوفایی ما ندارد.

استقبال نسل جدید از این مباحث چگونه است؟

نظر شخص بنده این است که نسل جدید همان نسل اول انقلاب است با این نقطه مشترک ‎که هردو بسیجی هستند. اما یک تفاوت ظاهری در عملکرد دارند. آن‎‎ها موقع نیاز کشور به جنگ رفتند. این‎‎ها روی مسائل فرهنگی کار می‎کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1391ساعت 21:48  توسط داداش سارا  | 

رعایت طبع‌های سرد و گرم در سفره‌های رنگین ایرانی

سفره‌ غذا باید متعادل باشد و گرمی و سردی غذاها رعایت شود و افراد بر اساس مزاجشان باید غذا را مصرف کنند به عنوان مثال برخی از افراد باقالی‌پلو با مرغ را همراه با ماست مصرف می‌کنند که این نوع غذا دارای طبیعت سرد است به دلیل اینکه باقالی، مرغ، برنج و ماست طبیعتاً سرد هستند و گرمی شویدی که داخل باقالی‌پلو شده به سردی این مواد غذایی نمی‌رسد، باید همراه این غذا ماده غذایی گرمی مانند خرما یا کمی عسل مصرف شود تا تعادل غذا حفظ شود.

در طب سنتی ایرانیان سعی می‌شود که در یک وعده از چهار گروه اصلی قندها، کربوهیدارت‌ها، پروتئین‌ها و چربی‌ها استفاده شود.

 **غذایی با طبیعتی سرد خون را اسیدی و غذایی با طبیعتی گرم خون را قلیایی می‌کند

 سردی و گرمی با ایجاد خاصیت قلیایی و اسیدی خون توسط نوع غذا ارتباط دارد، به طوری که یک غذایی با طبیعتی سرد محیط خون را اسیدی کرده و غذایی با طبیعتی گرم محیط خون را قلیایی می‌کند.

از طرفی بعضی دیگر از خوراکی‌های گرم مانند خرما به دلیل وجود ذخایر فراوان قند و کالری بالای خود به محض ورود در بدن انرژی زیادی تولید می‌کنند که موجب ایجاد طبع گرم در بدن می‌شوند ولی مصرف ماده غذایی مانند کاسنی که طبیعتی سرد است به واسطه اینکه کاسنی بعد از ورود در بدن و سلول‌های کبد اثر گذاشته و به کبد کمک می‌کند تا کار خود را بهتر انجام دهد، صفرای اضافی را جمع کند و از طرفی با شستن صفرا از روده‌ها و خون باعث دفع آن از طریق ادرار شده هم کبد را خنک و آرام کرده و هم تمامی بدن را به سردی و آرامی پیش می‌برد و در حقیقت کاسنی کند کننده موتور کبد است. 

**امروزه در هر خانه‌ای یک نفر مبتلا به قندخون یا چربی بالا است

اگر افراد طبع غذاها را ندانند و به فراموشی بسپارند، باید این را بدانند که بروز بیماری‌هایی مانند دیابت،‌ چربی خون و فشارخون حتمی است؛ امروزه در هر خانه‌ای یک نفر مبتلا به قندخون یا چربی بالا است.

در کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن اسلام آمده طب نوین تعریف درستی از سردی و گرمی ارائه نکرده یا آن را با ناآگاهی رد می‌کند ولی باید بدانیم که در طب سنتی تمامی درمان‌ها بر پایه چهار مزاج اصلی انسان است ولی طب جدید به طور کلی رابطه خود را با مزاج‌ها قطع کرده ولی امروزه برخی از پزشکان به طب سنتی روی آورده‌اند و کار خود را تلفیقی انجام می‌دهند که این کار موجب موفقیت آنها شده است. 

علوم جدید در همه موارد دنباله‌رو و تکمیل‌کننده طب قدیم نبوده و در طب سنتی بر پایه چهار عنصر اصلی خاک، آتش، آب و هوا درمان صورت می‌گیرد ولی در طب جدید اصول دیگری است و تجویز مواد شیمیایی و قرص و آمپول بیش از اندازه به بدن لطمه وارد کرده و اگرچه ظاهرا بیمار را درمان می‌کند ولی باطناً عوارضی نیز به جا می‌گذارد و در مجموع علم پزشکی دنباله‌رو و تکمیل کننده طب سنتی نبوده و مبدأ دیگری را برای عملکرد خود در نظر گرفته است.

به گزارش توانا مصرف بسیاری از موادغذایی آماده موجب ازدیاد سردی و خشکی در بدن می شود که سودا دارای طبیعت سرد و خشک است که بروز بیماری های روحی از جمله افسردگی را افزایش می دهد.

**مصرف فست فودها موجب سردی مزاج می شود

سید علی ابوالحبیب پزشک طب سنتی در گفت‌و‌گو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار می‌دارد: بسیاری از غذاهای فست‌فود دارای طبیعت سرد و خشک هستند و موجب بروز سردی در بدن می‌شود.

به گفته وی ظروف آلومینیومی موجب ورود عنصر آلومینیوم به غذا شده و طبع غذا را تغییر می‌دهد و استفاده از رنگ‌های مصنوعی در غذاها موجب بروز ازدیاد خلط سودا در خون شده که بیماری‌های روحی و روانی را افزایش می‌دهد.

این پزشک طب سنتی عنوان می کند: امروزه از ماکروویو در طبخ غذاها و گرم کردن آن استفاده می شود که موجب ازدیاد خلط سودا در خون شده و بروز بیماری های سوداوی را افزایش می دهد.

ابوالحبیب تصریح می کند: به طورکلی انجماد، پخت و پز در زودپز موجب ازدیاد سودا در خون می‌شود و افراد باید غذاها را باید مطابق طبع بدن‌شان انتخاب کنند متاسفانه امروزه غذاها سفره‌های ایرانی تعادل ندارند و باید از نظر طبعی غذاهای سرد و گرم با هم مصرف شود تا از بروز بیماری‌ها پیشگیری شود.

به گزارش توانا برخی از غذاها نقش غذای مطلق هستند که بر اساس مزاج فرد بوده و برخی از غذاها نقش دوایی دارند و افراد فقط به دلیل اینکه سیر شوند، مصرف می کنند و کاری به مزاج فرد ندارد یا به عبارت دیگر نقش سیرکننگی دارد.

**افراد باید غذا را با توجه به مزاجشان مصرف کنند

محمود خدادوست دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت و گو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می گوید: افراد باید غذا را با توجه به مزاجشان مصرف کنند به عنوان مثال فردی که دارای طبیعت گرم است از غذاهای با طبع معتدل مصرف کند.

به گفته وی غذاهایی که افراد مصرف می کنند بیشتر نقش دوایی دارد و غذای دوایی، غذایی است که کیفیت بدن را تغییر می‌دهد و افراد باید غذایی را مصرف کنند که نقش غذای مطلق را داشته باشد تا کیفیت بدن را تغییر ندهد.

دستیار تخصص طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: در سفره ایرانی باید غذاها براساس مزاج افراد و مزاج فصل انتخاب شود و اگر بدن افراد با مصرف بعضی از مواد غذایی بدنشان با واکنش روبرو شود، نشان دهنده این است که غذای مناسب با مزاج نبوده و نقش دوایی را در بدن ایجاد کرده است.

خدادوست اظهار می کند: افراد باید غذاها را براساس مزاج خود مصرف کنند تا کیفیت بدن تغییر پیدا نکند، فصل زمستان دارای طبیعتی سرد و تر است و اگر افراد بخواهند مطابق با فصل زمستان غذا مصرف کنند باید غذاهایی با طبیعتی گرم و خشک مصرف کرده تا کیفیت بدن تغییر پیدا نکند.

**در سفره های ایرانی تعادل غذایی رعایت نمی‌شود

سادات عصمتی کار آموز طب سنتی درباره ایراد سفره‌های اموزه ایرانی می‌گوید: در سفره های ایرانی تعادل غذایی رعایت نمی‌شود و بیشتر غذاها سرد است.

به گفته وی موادغذایی مانند ماست، سس سفید و سس قرمز که امروزه در غذاهای ایرانی کاربرد فراوان دارد همگی سرد است و موجب بروز بیماری های سرد مزاجی می‌شود.

این کارآموز بیان می‌دارد: پختن غذا در ظروف آلومینیومی سردی غذا را افزایش می‌دهد همچنین استفاده از ماکروفر سردی غذا را افزایش می‌دهد.

عصمتی عنوان می‌کند: رنگ‌های شیمیایی که به غذا می‌زنند نیز موجب بروز سردی مزاج می‌شود سفره های ایرانی تغییر پیدا کرده و مردم بر طبق سردی و گرمی غذاها را مصرف نمی کنند.

وی می‌گوید: مردم امروزه بیشتر از غذاهای سرد استفاده می‌کنند و غذاهای مردم شده فست فودها که سراسر سردی است.

**ایرانیان از قدیم الایم به خوش ذائقه بودن، مشهورند

فاطمه میرسعیدی مدرس آشپزی درباره ایراد سفره های ایرانی می گوید: ایرانیان از قدیم الایم به خوش ذائقه بودن مشهورند.

به گفته وی از اشکالات سفره ایرانی این است که تنوع غذایی بیش از حد وجود دارد و افراد از چند نوع غذا در سر سفره استفاده می کنند.

این مدرس آشپزی می افزاید: غذا باید در شرایط روانی مناسب مصرف شود تا به خوبی در بدن جذب شده تا موجب تقویت بدن شود ولی متاسفانه امروزه غذا با شرایط بد مصرف می شود خیلی از افراد عجله دارند یا سرپا غذا می خورند یا موادغذایی آماده را مصرف می کنند.

**مصرف غذاهای آماده موجب کاهش طول عمر می شود

میرسعیدی اذعان می کند: مصرف موادغذایی آماده به سلامت افراد ضرر وارد می کند و موجب کاهش طول عمر افراد می شود همچنین سرشار از افزودنی است که بروز بیماری سرطان را افزایش می دهد.

وی معتقد است: آب پز کردن موادغذایی یکی از بهترین روش پخت است و از سرخ کردن بیش از حد غذاها باید پرهیز شود چراکه مواد سمی در اثر سرخ کردن بیش از حد تولید می شود.

به گزارش توانا بروز بسیاری از بیماری ها ناشی از تغذیه غلط است البه در طب اسلامی به غذا توجه ویژه شده است.

طب سنتی معتقد است که غذا باید در شرایط زمانی و مکانی مناسب صرف شود تا به بدن آسیب نرسد امروزه بسیاری از افراد به غذا توجه نمی کنند.

غذا در حفظ سلامتی افراد نقش ویژه ای را بر عهده دارد و لازم است که افراد با توجه به مزاجشان غذا را صرف کنند تا مانع بروز بیماری شود.

غذا ماده مصرفی سوخت و ساز بدن است و بر اعضاءبدن اثر می گذارد متاسفانه امروزه افراد به طبخ صحیح غذا توجه نمی کنند و بیشتر رو به مصرف فسد فودها آورده اند که موجب بروز بیماری های سرد مزاج در جامعه شده است.

باید توجه داشت که غذاهای با طبع گرم را با سرد و غذاهای طبع سرد را با گرم مصرف کنند تا تعادلی در غرا رعایت شود و بدن از غذا سود ببرد.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1390ساعت 14:34  توسط داداش سارا  | 

تشخیص صفرا سودا و بلغم و دموی

 

سید علی ابوالحبیب  اظهار داشت: چاقی یا لاغری افراد یکی از ملاک‌های تشخیص طبع افراد است معمولا افراد صفراوی و سوداوی لاغر هستند و افراد بلغمی و دموی چاق هستند.

وی گفت: نوع پوست افراد نیز یکی از ملاک‌های تشخیص طبع افراد است معمولا افراد صفراوی و سوداوی پوست خشکی دارند و بلغمی‌ مزاج و دموی مزاج‌ها دارای پوست مرطوبی هستند.

به عنوان مثال اگر فردی یک ماده غذایی با طبع گرم مانند فلفل یا پسته مصرف کند اگر بدنش با خوردن این مواد غذایی واکنش نشان دهد نشان دهنده این است که فرد خشکی مزاج دارد و به دلیل اینکه دستگاه گوارش نمی تواند به خوبی این مواد را هضم کند خشکی این مواد به سطح پوست می‌رسد و موجب بروز خشکی می‌شود.

این محقق طب اسلامی ادامه داد: اگر افراد با مصرف مواد غذایی با طبع گرم یک قسمت از بدنشان به عنوان مثال یکی از دست‌هایشان دچار خشکی شد ما این را ملاکی بر خشکی مزاج نمی‌دانیم ولی اگر دو دستش دچار خشکی شد می‌تواند نشانه خشکی مزاج باشد.

ابوالحبیب عنوان کرد: تری و تر بودن پوست نشانه تری مزاج است و معمولا افراد بلغمی و دموی دارای پوست مرطوبی هستند و نیازی به تر کردن پوست ندارند ولی اگر از شخصی از منزل خارج شد و تحت تأثیر هوا دست‌ها و صورتش دچار خشکی شد می‌توان گفت که مزاج این فرد به سمت خشکی گرایش دارد.

وی بیان کرد: اجابت مزاج یکی دیگر از نشان‌های خشکی یا تری مزاج است به عنوان مثال افرادی که دچار خشکی مزاج هستند ممکن است که چند روز یکبار اجابت مزاج داشته باشند ولی افرادی که تری مزاج دارند معمولا روزی یکبار را اجابت مزاج را دارند.

این محقق طب اسلامی افزود: عراق کردن موضعی دست‌ها و یا قسمت‌های دیگر نشانه ازدیاد صفرا است که در طب نوین امروزی این را نشانه استرس می‌دانند.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 22:31  توسط داداش سارا  | 

فواید سیاه دانه در طب سنتی

یک محقق طب اسلامی گفت: مصرف سیاه‌دانه رطوبت و تری را از بدن خارج می‌کند و برای کسانی که دچار سینوزیت هستند، بسیار مفید بوده همچنین در تنظیم فشارخون و رفع پروستات خوش‌خیم مؤثر است.
 

سیدمحمدابراهیم ابراهیمی در گفت‌وگوبا «توانا» اظهار داشت: سیاه‌دانه دارای طبیعت گرم و خشک است و در طب سنتی کاربرد فراوان دارد.

 وی گفت: مصرف سیاه‌دانه برای تنظیم فشارخون، رفع پروستات خوش‌خیم، رفع تری و رطوبت بدن مفید است؛ طبق تحقیقی که در آمریکا درباره خواص سیاه‌دانه انجام شد، بیش از هزار ماده ضدسرطانی در سیاه‌دانه یافت شد.

این محقق طب اسلامی اضافه کرد: مصرف سیاه‌دانه برای افرادی که سکته کرده‌اند، بسیار مفید است همچنین از بروز سکته در افراد پیشگیری می‌کند.

ابراهیمی بیان داشت: مصرف سیاه‌دانه برای کسانی که در بدنشان تومورهای خوش‌خیم بروز پیدا می‌کند تا حدی می‌تواند مانع از بروز تومورهای خوش‌خیم شود.

وی عنوان کرد: مالیدن روغن سیاه‌دانه به سر مانع از ریزش مو می‌شود و رشد موها را افزایش می‌دهد همچنین ماساژ صورت با روغن سیاه‌دانه می‌تواند موجب شفافیت و بهبود پوست صورت شود و روغن سیاه‌دانه سیاهی زیرچشم را از بین می‌برد.

این محقق طب اسلامی تصریح کرد: مصرف سیاه‌دانه رطوبت و تری را از بدن خارج می‌کند و برای کسانی که دچار سینوزیت هستند، بسیار مفید است. این افراد می‌توانند 21 عدد سیاه‌دانه را در مقداری آب به مدت 12 ساعت خیس کرده و به وسیله قطره چکان چند قطره از آب آن را وارد بینی کنند که این کار سینوزیت را از بین می‌برد.

ابراهیمی عنوان کرد: افرادی که دارای طبیعت گرم و خشک هستند، بیش از 21 عدد سیاهدانه در روز مصرف نکنند زیرا موجب افزایش گرمی بدنشان می‌شود. 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 19:23  توسط داداش سارا  | 

یبوست

یک محقق طب سنتی گفت: خستگی، نگرانی، اضطراب، هیجان و ترس موجب عدم تعادل سیستم عصبی و در نهایت بروز یبوست می‌شود و به طور کلی هر نوع ناراحتی‌های جسمی و روانی، وضعیت روده و معده را مختل می‌‌کنند.
 

 در طب سنتی حفظ تندرستی یکی از مهمترین اصول است، حفظ تندرستی در درجه اول اهمیت بوده و درمان بیماری وظیفه پزشک است.

سالم ماندن مانند بیمار شدن نتیجه علل و عواملی است که باید به آن توجه کرد. در آموزه‌های طب سنتی ایران رعایت 6 اصل به حفظ سلامتی کمک می‌کند که اگر این اصول در حالت اعتدال باشد موجب حفظ سلامتی می‌شود، در غیر این صورت زمینه بروز بیماری‌ها را فراهم می‌کند که این 6 اصل عبارت از آب و هوا، حرکت و سکون، خواب و بیداری، خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها، استفراغ و احتباس و اعراض نفسانی است.

غذا در حفظ سلامتی انسان بسیار اهمیت دارد، افراد باید متناسب با مزاجشان غذا را مصرف کنند، غذا ماده مصرفی سوخت و ساز بدن است که بر اعضای بدن تأثیر می‌گذارد و توجه به کیفیت مزاجی بر جسم و روان شخص تأثیرگذار است.

سیدعلی ابوالحبیب، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار می‌دارد: یبوست در طب سنتی ایران بر اثر کند شدن پیشروی مواد دفعی در روده بزرگ ایجاد شده که موجب تأخیر در تخلیه آنها می‌شود؛ در این حالت مدفوع سفت می‌شود که دفع این مواد با اشکال روبه‌رو شده و نیاز به تلاش زیاد دارد البته تغییر در کاهش تعداد دفعات اجابت مزاج می‌تواند یبوست تلقی شود.

به گفته وی، علائمی مانند احساس پری در مقعد، احساس نفخ و گاز، احساس به نیاز دفع فوری مدفوع اما عدم توانایی در دفع کامل، درد شکم و گرفتگی عضلات آن، تهوع، زبان باردار، بوی بد دهان، خستگی، بی‌حالی، التهاب و زرد شدن رنگ صورت و بداخلاقی از علائمی است که همراه با یبوست در فرد ایجاد می‌شود.

این محقق طب اسلامی ادامه می‌دهد: یبوست بر اثر عادات ناپسند بروز پیدا می‌کند و افرادی هستند که در برابر واکنش سیستم مقعدی برای دفع مدفوع مقاومت می‌کنند و آگاهانه دفع مدفوع را به بعد موکول کرده که این امر موجب ضعف تدریجی می‌شود البته عادات ناپسند در دوران کودکی ایجاد می‌شود به عنوان مثال برخی از کودکان به علت بازی، دستشویی رفتن را به تأخیر می‌اندازند یا اگر در سنین بلوغ اتفاق بیفتد به علت فشارهای فکری است که رفتن به دستشویی را به تأخیر می‌اندازد.

ابوالحبیب بیان می‌کند: برخی انواع یبوست‌ها اتفاقی است که برخی از مسائل مانند بارداری می‌تواند موجب این یبوست‌ها شود، در بارداری افزایش ترشح هورمون پروژسترون حرکات عضلانی اعضای بدن را مختل و ضعیف می‌کند که موجب ایجاد یبوست می‌شود.

وی عنوان می‌کند: برخی یبوست‌ها به دلیل مسافرت، به هم خوردن ساعات صرف غذا و تغییر آب و هواست و بیماران بستری‌شده در بیمارستان‌ها به علت اینکه فعالیت کمی دارند، دچار یبوست می‌شوند.

این محقق طب اسلامی اضافه می‌کند: برخی یبوست‌ها به دلیل بی‌تحرکی است که کمبود تمرینات فیزیکی موجب ضعف کامل عضلات شکم می‌شود، در نتیجه عدم توانایی انقباض برای به جلو فرستادن مواد دفعی ایجاد می‌شود.

ابوالحبیب می‌افزاید: برخی یبوست‌ها بر اثر تغذیه غلط است که این نوع یبوست می‌تواند در نتیجه مصرف غذاهایی مانند سوسیس، کالباس، همبرگر، نوشابه‌های کولا‌دار و مصرف بیش از حد گوشت، شیرینی، چربی و مصرف بیش از حد موادی که فاقد سلولز است، ایجاد می‌شود.

وی ادامه می‌دهد: برخی دیگر از یبوست‌ها ریشه عصبی دارد، بسیاری از مشکلات مانند خستگی، نگرانی، اضطراب، هیجان و ترس موجب عدم تعادل سیستم عصبی می‌شود و به طور کلی تمام ناراحتی روان و بدن، وضعیت روده و معده را مختل می‌سازد.

این محقق طب اسلامی می‌گوید: برخی یبوست‌ها به دلیل نارسایی صفراوی است، فعالیت‌های روده وابستگی شدید به ترشحات صفرا دارد و می‌توان گفت صفرا یکی از مواردی است که کارهای روده را به خوبی انجام می‌دهد.

ابوالحبیب اضافه می‌کند: صفرا حرکات دودی روده که باعث پیشروی مدفوع به جلو می‌شود را تحریک می‌کند، صفرا مانند صابون مخاط را لغزنده می‌کند و عبور مواد دفعی را در روده سرعت می‌بخشد.

وی تصریح می‌کند: صفرا با تأثیر ضدمیکروبی خود فلور روده را سالم نگه می‌دارد و محیط را برای رشد باکتری‌های طبیعی که از تکثیر میکروب‌های خطرناک جلوگیری می‌کند، مساعد می‌سازد. رابطه تنگاتنگی بین ناراحتی‌های صفراوی و یبوست وجود دارد و افرادی که دچار ناراحتی‌های کبدی هستند، آمادگی زیادی برای ابتلا به یبوست دارند.

این محقق طب اسلامی می‌افزاید: یبوست از نظر طب سنتی ایران به عنوان قولنج یا بند آمدن مدفوع شناخته می‌شود که همراه با درد و ناراحتی است.

وی گفت: در این بیماری ماده بیرون ریختنی یا همان مدفوع با سختی و درد خارج شده و ممکن است مدت‌ها در راست روده باقی بماند که به علت بیماری سردی مزاج کلون است.

ابوالحبیب ادامه می‌دهد: در طب سنتی ایران، به دفع مدفوع کمتر از سه بار در روز یبوست می‌گویند البته این تعریف عمومیت ندارد و ممکن است که برای برخی‌ها دفع مدفوع یک یا دو بار هم طبیعی باشد ولی به طورکلی دفع مدفوع روزانه ۳  بار ایده‌آل است. به عنوان مثال اگر افراد سوداوی، روزی یک بار هم دفع داشته باشند خوب است، ولی در افراد دموی اگر یک بار در شبانه‌روز دفع داشته باشند، یبوست محسوب می‌شود.

وی تصریح می‌کند: یبوست بر دو نوع طول کشنده یا عصبی است، در نوع طول‌کشنده برای چند روز زمان اجابت طول می‌کشد، ولی در نوع یبوست عصبی شخص هر روز اجابت مزاج دارد ولی مقدار آن کم است.

این محقق طب اسلامی اضافه می‌کند: مصرف مواد غذایی ملین و مسهل می‌تواند در درمان یبوست کمک کند ولی کسانی که یبوست مزاج از نوع عصبی دارند، مصرف داروهای آرامبخش مانند سنبل‌الطیب و بابونه می‌تواند مؤثر باشد.

ابوالحبیب معتقد است: در طب سنتی ایران برای درمان یبوست، منضج مانند خاکشیر و ترنجبین، مسهل و داروهای اعصاب تجویز می‌شود که از جمله کارهایی است که برای درمان انجام داده می‌شود.

وی بیان می‌کند: برای خروج ماده‌ای که باعث بیماری در بدن شده است داروهایی به کار می‌رود که موجب نضج یا حل شدن آن ماده می‌شود، به عنوان مثال اگر زیادی صفرا موجب بروز بیماری شود، داروهای حل‌کننده‌ای به بیمار می‌دهند.

این محقق طب اسلامی اظهار می‌کند: برخی از منضج‌ها گیاهی هستند مانند ترکیب خاکشیر، ترنجبین و برخی دیگر حالت غذایی دارد مانند رژیم آش آبغوره و برخی دیگر از نوع میوه است، مانند رژیم انگور.

ابوالحبیب می‌گوید: منضج در بدن مواد را لزج ‌کرده، غذاهای رقیق را غلیظ و غذاهای غلیظ را رقیق می‌کند. منضج یا حل‌کننده صفرا، ریشه کاسنی، گل ختمی، گل بنفشه، عناب، تمبرهندی، اسفرزه و نارنج است، منضج یا حل کننده خلط بلغم، بادیان، مویز، دارچین، انجیر، اسطوخودوس و بذر شنبلیله است و منضج یا حل کننده خلط سودا، بادرنجه‌بویه، ریشه کاسنی، شاتره، اسطوخوتوس، آفتیمون، زرشک، کشمکش و انجیر است.

وی می‌گوید: مسهل‌ها موادی هستند که به منظور پاکسازی یکباره یا سریع بدن، خون، دستگاه گوارش و به هدف تخلیه یا درمان سریع به کار می‌رود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 21:31  توسط داداش سارا  | 

نشانه های ازدیادصفرای خون

یک محقق طب اسلامی گفت: صفراوی‌ها معمولاً فشار خون بالا می‌گیرند و ممکن است، دچار وزوز گوش شوند و این افراد دیر به دیر سرما می‌خورند همچنین صفراوی‌ها با محیط‌های گرم ناسازگارند.
 

سید علی ابوالحبیب در گفت‌وگو  «توانا» اظهار داشت: افرادی که دارای طبیعت گرم و خشک هستند، خلط صفرا در خونشان زیاد است.

به گفته وی صفراوی ها تخیل رؤیاهای زرد رنگ دارند و خواب‌های ترسناک می‌بینند همچنین در عالم رؤیا التهاب، گرمای حمام یا تابش خورشید را احساس می‌کنند.

این محقق طب اسلامی افزود: صفراوی‌ها خواب کم و پر بازده دارند همچنین آنها خواب‌های خشن، جنگ و دعوا می بینند و این افراد روحیه مردانه دارند.

ابوالحبیب بیان داشت: نبض افراد صفراوی تند می زند و احساس گزگز شدن در بدنشان دارند همچنین صفراوی‌ها احساس گُرگرفتگی در سر یا احساس حرارت زیاد در بدن دارند.

وی ادامه داد: صفراوی ها معمولاً فشار خون بالا می‌گیرند و ممکن است، دچار وزوز گوش شوند و این افراد دیر به دیر سرما می خورند همچنین صفراوی ها با محیط‌های گرم ناسازگارند.

این محقق طب اسلامی اضافه کرد: معمولاً صفراوی‌ها با مصرف غذاهایی با طبیعت گرم و شیرین دچار مشکلاتی می‌شوند و این افراد در حمام احساس دلتنگی و بی‌حالی پیدا می‌کنند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت 20:43  توسط داداش سارا  | 

سرفه و درمان آن

یک محقق طب اسلامی گفت: سرفه به دو نوع تر و خشک تقسیم می‌شود؛ در سرفه تر در آب دهان خلط چرکی دیده می‌شود ولی در سرفه خشک این طور نیست.
 

سیدعلی ابوالحبیب در گفت‌وگو «توانا» اظهار داشت: بسیاری از پزشکان سرفه را نگهبان ریه می‌دانند، سرفه یک بازدم انفجاری است که مکانیزمی حفاظتی برای پاک کردن ریه‌ها از ترشحات و اجسام خارجی را فراهم می‌کند.

به گفته وی، بیشترین علل مراجعه بیماران به مطب پرشکان می‌تواند وجود سرفه، تداخل سرفه با زندگی عادی و نگرانی درباره علل سرفه خصوصاً ترس از سرطان باشد؛ سرفه گهگاه یک مکانیزم دفاعی است و در صورتی که تداوم پیدا کند، می‌تواند عامل بیماری ریوی باشد.

این محقق طب اسلامی افزود: سرفه حاد سرفه‌ای است که کمتر از سه هفته طول بکشد که در بیماری‌هایی مانند سینوزیت، سرماخوردگی و سیاه‌سرفه بیشتر دیده می‌شود.

برگشت شیره معده به داخل ریه موجب سرفه می‌شود

ابوالحبیب اضافه کرد: سل ریوی، علل دارویی، سرطان ریه، مصرف سیگار، ادم مزمن ریه، نارسایی احتقانی قلب، استنشاق گازهای سمی، التهابات و سرطان حنجره، عفونت ویروسی، بیماری گوش خارجی یا میانی حاد، برگشت شیره معده به داخل ریه، سینوزیت و ترشح خلط در پشت حلق، استنشاق هوای خیلی گرم یا خیلی سرد، عفونت باکتریایی مجاری هوایی (برونشیت)، وجود جسم خارجی در راه‌های هوایی مانند تیغ ماهی، کمبود ویتامین B 12 که این عامل بیشترین عامل سرفه مزمن است و آسم از عوامل عمده سرفه به شمار می‌آید.

وی ادامه داد: از جمله عوارض سرفه می‌تواند به سنکوب، شکستگی دنده‌ها، درد جداره قفسه سینه و شکم همچنین بی‌اختیاری ادرار و خستگی مفرط اشاره کرد.

این محقق طب اسلامی بیان داشت: سرفه از دیدگاه طب سنتی نقش استحفاظی برای ریه‌ها دارد، از انواع سرفه می‌توان به سرفه ناگهانی (سرفه حاد)، سرفه پیاپی که قطع نمی‌شود و سرفه قدیمی و سابقه‌دار که مدت‌هاست شروع شده (سرفه مزمن) اشاره کرد.

مصرف غذاهای ترش موجب بروز سرفه شدید می‌کند

ابوالحبیب معتقد است: علل سرفه ناگهانی (حاد) می‌تواند گرد و غبار و دود، مصرف ماده غذایی ترش، گس یا تند همچنین هوای سرد یا مصرف نوشیدنی‌های سرد باشد همچنین علل سرفه پیاپی و لامنقطع می‌تواند سوء مزاج، درگیری‌های عصبی، ورم در ریه و مسیرهای تنفسی باشد و پر شدن معده و سوء مزاج بدن می‌تواند از علل سرفه سابقه‌دار یا مزمن باشد.

وی تصریح کرد: سرفه به 2 نوع سرفه تر و سرفه خشک تقسیم می‌شود که در سرفه تر در آب دهان، خلط چرکی دیده می‌شود ولی در سرفه خشک در آب دهان خلط چرکی دیده نمی‌شود.

این محقق طب اسلامی افزود: در صورت وجود سرفه سرد رنگ صورت به سربی تبدیل می‌شود که با سرمای زیاد سرفه بیشتر شده و با کاهش سرما نیز سرفه کم می‌شود البته اگر همراه سرفه سرد خلط هم وجود داشته باشد، فرد احساس می‌کند که چیزی از بالا به سوی سینه می‌ریزد همچنین از علائم دیگر سرفه سرد، تشنگی کم است.

ابوالحبیب ادامه داد: در طب سنتی علائم نزله یا خلط احساس قلقلک در مسیر عبور خلط، کشیدگی در پوست اطراف پیشانی، احساس کیپ شدن یا بند آمد سوراخ‌های بینی و در مراحل نخست آب دهان بدون نزله است و سپس ماده بلغمی پیدا می‌شود؛ معمولاً این ماده به رنگ سبز و زرد است.

سرفه خشک موجب سرخ شدن صورت می‌شود

وی معتقد است: در سرفه گرم شخصی که سرفه می‌کند، صورتش سرخ می‌شود و در سرفه‌ای که تر باشد خرناسه زیاد به ویژه در هنگام خواب افزایش پیدا می‌کند که معمولاً افراد پیر به این سرفه دچار می‌شوند.

این محقق طب اسلامی عنوان کرد: سرفه‌های خشک در حالت فعالیت و گرسنگی افزایش پیدا می‌کند و در حالت آرامش و سیری شکم کاهش می‌یابد و اگر همراه سرفه، نزله یا خلطی وجود نداشته باشد، این سرفه خشک است و اگر همراه بزاق دهان خلط وجود داشته باشد سرفه مرطوب یا تر است.

ابوالحبیب افزود: سرفه‌ها می‌تواند منشأ نزله‌ گرم از مغز باشد که نشانه‌های آن سرفه‌های شدید و خشک، سرفه همراه با سوزش و خارش درون گلو و قفسه سینه است و بیمار احساس می‌کند چیزی به قفسه سینه می‌ریزد مانند نمک‌ پاشیدن که این سرفه در شب به هنگام سردی هوا شدت می‌یابد که به این نوع سرفه، سرفه صفراوی نیز گفته می‌شود.

وی ادامه داد: سرفه منشأ حرارت مزاج ریه که به علت غلبه دم ایجاد می‌شود، دارای علائم بالینی مانند گرمای تنفس و عطش، سرخی رنگ رخسار و سایر علائم غلبه حرارت و خون است.

این محقق طب اسلامی اضافه کرد: سرفه می‌تواند منشأ نزله سرد از مغز باشد که به سرفه بلغمی شهرت دارد و آنچه با سرفه دفع می‌شود غلیظ است.

مصرف چهار تخمه و چهار گل برای درمان سرفه مفید است

ابوالحبیب افزود: برای درمان سرفه معمولاً باید فکر کنیم که فرد دارای سرفه خشک و تر است یعنی در طب سنتی باید هر دو نوع را در نظر بگریم و یک داروی عمومی برای فرد تجویز می‌شود و دارویی باید بدهیم که سردی و گرمی را بپوشاند که برای این کار از چهار گل (گل پنیرک، گل بنفشه، گل ختمی، گل نیلوفر یا گل نسترن) و چهار تخمه (قدومه، اسفرزه، بارهنگ، سه‌پستان و تخم مرو) استفاده می‌‌شود که به بیمار هر دو ساعت یک بار داده می‌شود.

وی گفت: برای سرفه درمان‌های دیگری نیز به کار می‌رود مانند بخور چهار تخمه که شبی پنج دقیقه باید انجام شود تا ریه‌ها کاملاً گرم و مرطوب شود البته بیشتر سرفه‌ها منشأ خشکی و سردی دارند به همین ترتیب داروها باید خشکی و سردی را بپوشانند.

روغن مالی کردن سینه می‌تواند سرفه را کاهش دهد

این محقق طب اسلامی بیان کرد: راه دیگر درمان سرفه استفاده از لوسیون‌هاست و در اکثر اوقات کسانی که سرفه می‌کنند و در بیش از 70 یا 80 درصد موارد قفسه سینه دچار سردی شده است یا هوایی که فرد استنشاق می‌کند، سردی دارد؛ در چنین مواقعی استفاده از لوسیون گرم توصیه می‌شود؛ این لوسیون مرکب از عرق کیالک، عرق زنجبیل و دارچین به نسبت یک به ده روغن گرم مثل سقز یا کنجد است که هر شب باید به ناحیه قفسه سینه مالیده شود.

ابوالحبیب ادامه داد: باید از گلو تا پایین قفسه سینه و از پشت تا ناحیه گردن تا پایین دنده‌ها را روغن‌مالی کرد که با این کار بدن بیمار گرم می‌شود و می‌تواند سرفه‌ها را به راحتی کنترل کند همچنین افراد باید پرهیز غذایی لازم را داشته باشند.

وی بیان کرد: افراد برای بهبود سرفه باید تا مدتی غذاهای سرخ کردنی استفاده نکنند همچنین مصرف موادغذایی که دارای طبع سرد است، موجب افزایش سرفه می‌شود و مواد قابضی مانند تمبرهندی، قره‌قروت و رب انار سرفه را تشدید می‌کند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 19:48  توسط داداش سارا  | 

ریزش مو در صفراوی مزاج‌ها بیشتر دیده می‌شود

 یک محقق طب اسلامی گفت: ریزش مو بیشتر در صفراوی مزاج‌ها دیده می‌شود، چون حرارت مغز زیاد است و ریشه موی آنها می‌سوزد؛ به همین دلیل موها شروع به ریزش می‌کند.
 

سیدمحمدابراهیم ابراهیمی اظهار داشت: افراد بلغمی دارای طبیعتی سرد و تر هستند و پیکر این افراد درشت و سرشار از چربی است همچنین بلغمی مزاج‌ها دارای پوست سفید بوده و در اعمال و حرکاتشان کند هستند.

وی گفت: در بدن بلغمی مزاج‌ها آب در میان بافت‌هایشان به وفور یافت می‌شود و برعکس در افراد دموی مزاج که دارای طبیعتی گرم و تر هستند، هوا میان بافت‌هایشان زیاد وجود دارد.

این محقق طب اسلامی بیان داشت: صفراوی مزاج‌ها دارای طبیعتی گرم و خشک هستند همچنین چهره زرد و قد بلندی دارند. سوداوی مزاج‌ها  نیز دارای طبیعت سرد و خشک هستند.این افراد لاغر اندام بوده و چهر‌ه‌ای تیره‌رنگ دارند.

ابراهیمی ادامه داد: نوع مو در سوداوی‌ مزاج‌ها معمولاً مجعد و فردار است ولی صفراوی مزاج‌ها موهای لخت و خوش رنگی دارند؛ موهای بلغمی مزاج‌ها نیز لخت بوده ولی خوش‌رنگ نیست و دموی مزاج‌ها پرمو و موهایشان صاف و مجعد است.

وی ادامه داد: ریزش مو بیشتر در صفراوی مزاج‌ها دیده می‌شود چون حرارت مغز زیاد است و ریشه موی آنها می‌سوزد، به همین دلیل موها شروع به ریزش می‌کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 20:14  توسط داداش سارا  | 

سن و تغییر مزاج

مزاج انسان بین 30 تا 40 سالگی رفته ‌رفته گرم و خشک می‌شود؛ از 40 تا 60 سالگی به سمت سردی و خشکی می‌رود و از 60 سالگی مزاج افراد سرد و تر می شود.
 جنین انسان حرارت و رطوبت غریزی را که مایه حیات است، به هنگام انعقاد نطفه، از پدر و مادر خود کسب می‌کند.

هر چه میزان این حرارت و رطوبت بیشتر باشد، طول عمر فرد نیز بیشتر خواهد بود البته به شرط اینکه از آن مراقبت کافی شود و برایش حوادث غیرطبیعی پیش نیاید. مرگ شخص زمانی فرا خواهد رسید که این حرارت و رطوبت پایان پذیرد.

گرمی و تری برای رشد لازم است

دوران حیات انسان بر این اساس به چهار مرحله اصلی تقسیم می‌شود به ترتیب از تولد تا 30 سالگی که در این مرحله بدن پیوسته در حال رشد است و میزان حرارت و رطوبت آن بالاست.

نوزاد بیشترین حرارت و رطوبت را دارد و به همین علت است که بیشترین میزان رشد در این مرحله است. علت اختلال رشد بنا به اعتقاد طب سنتی ایران، به هم خوردن تعادل بین حرارت و رطوبت است؛ مثلاً کودکی که بیش از اندازه فعالیت می‌کند و حرارت او بیش از اندازه است رشد او دچار اختلال می‌شود.

از آنجایی که گرمی و تری برای رشد لازم است، باید به نسبت کافی و مناسب حرارت و رطوبت به کودک برسانیم بنابراین در سن رشد غذاهای معتدلی که حرارت و رطوبت کافی دارند، مثل نان گندم و گوشت مفید بوده و مصرف بیش از اندازه خوراکی‌هایی مثل کاکائو که باعث افزایش حرارت و غلبه خشکی می‌شوند، مضر است.

طی مرحله جوانی که بین 30 تا 40 سالگی است رطوبت غریزی به آرامی از دست می‌رود و مزاج افراد رفته ‌رفته گرم و خشک می‌شود و در این دوره فرد مستعد بی‌خوابی و اضطراب است.

در میانسالی واریس و افسردگی بیشتر رخ می‌دهد

در مرحله میانسالی از 40 تا 60 سالگی قوای بدن به تدریج تحلیل می‌رود. در این دوره حرارت غریزی افت می‌کند و مزاج به سمت سردی و خشکی می‌رود و انسان در این دوران مستعد بیماری‌های سوداوی مانند بواسیر، واریس و افسردگی است.

در مرحله پیری ضعف شدید با فرد همراه است که از 60 سالگی آغاز می‌شود. مزاج این افراد سرد و تر است البته بیشتر حکما معتقدند که در سن کهولت مزاج فرد متغیر و تابع شرایط محیط و رژیم غذایی است.

مزاج بدن در سنین گوناگون همواره در تعامل با مزاج ذاتی و موروثی شخص است بنابراین افرادی که از طریق وراثت مزاج سرد و خشک دارند در سنین کهولت دچار تشدید علائم سردی و خشکی می‌شوند؛ در حالی که در سن رشد حال بهتری دارند و برعکس افراد با مزاج گرم و تر در ایام رشد دچار مشکلاتی ناشی از غلبه گرمی و تری می‌شوند؛ در حالی که در سنین بالا به اعتدال نزدیک‌ترند.

سیدعلی ابوالحبیب، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: طبق نظر ابوعلی سینا از سن صفر تا 30 سالگی مرجله جوانی و غلبه خلط صفر است.

به گفته وی، اگر خلط صفرا بیش از حد در بدن فرد ساخته شده باشد فرد دچار برخی  بیماری‌ها مانند سردرد، بی‌خوابی، کیست تخمدان، فیبروم، داغی کف پا، افزایش کلسترول، تلخ شدن دهان، تشنگی مفرط، احساس گزگز شدن بدن، کم حوصلگی و عصبانیت می‌شود.

این محقق طب اسلامی می‌افزاید: برای اصلاح افراد صفراوی مزاج می‌توان از موادغذایی که حالت اسیدی دارد مانند لیموترش، آبغوره، آلو بخارا، تمبرهندی، نارنج، ترنجبین، شیرخشت، اسفناج، پرتقال، نان جو و آش جو استفاده کرد.

صفراوی ها باید از غذاهایی با PH کمتر از 7،3 استفاده کنند

ابوالحبیب بیان داشت: افراد صفراوی مزاج باید از غذاهایی با PH کمتر از 7،3 استفاده کنند. عرق کاسنی و شاتره بهترین نوشیدنی برای این افراد است تا زودتر بهبود پیدا کنند.

وی بیان می‌کند: شناخت مزاج و نوع غذاها و مصرف به‌موقع آنها می‌تواند موجب سرکوب بیماری شود همچنین سیستم ایمنی بدن تقویت می‌شود البته برخی از اتفاقات مهم نیز موجب افزایش خلط صفرا در خون می‌شود.

محمود خدادوست دستیار تخصصی دکترای طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: در 30 تا 40 سالگی غلبه صفرا رخ می‌دهد و سودا دارای طبیعت سرد و خشک است.

به گفته وی، افراد سرد و خشک پوست تیره‌رنگی دارند، معمولاً لاغر هستند و بسیار ثبات عقیده دارند همچنین اعمال و رفتارشان را کند انجام می‌دهند. افرادی که سرد و خشک و به اصطلاح سوداوی هستند، فکر و خیال زیاد می‌کنند و اگر خلط سودا در خون آنها غلبه پیدا کند موجب بروز کینه و بد دلی در آن می‌شود.

دیدن خواب‌های وحشتناک در دوره میانسالی

خدادوست ادامه می‌دهد: افرادی که سرد و خشک هستند زمانی که غلبه خلط سودا در بدنشان بروز پیدا می‌کند معمولاً خواب‌هایی می‌بینند که بسیار ترسناک است. معمولاً این افراد در خواب‌هایشان سقوط از بلندی، جیغ، فریاد و تصاویر وحشتناک را می‌بینند.

وی بیان می‌دارد: غلبه خلط سودا زمانی صورت می‌گیرد که فرد مواد غذایی سوداساز را بیش از حد نیاز مصرف کند که موجب افزایش خلط سودا در خون می‌شود. افزایش این خلط می‌تواند موجب بروز خشکی و تیرگی پوست شود و اگر بیش از حد در بدن غلبه کند فرد را دچار وسواس عملی و فکری می‌کند.

سید محمدابراهیم ابراهیمی، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» اظهار می‌کند: افرادی که دارای طبیعت سرد و تر هستند و خلط بلغم در خونشان زیاد است، افرادی هستند که معمولاً رطوبت در بدنشان غلبه کرده است که غلبه بلغم از سن 60 سالگی و در مرحله پیری رخ می‌دهد.

به گفته وی، افراد بلغمی بیشتر دچار نفخ شکم و درد مفاصل می‌شوند همچنین ورزش‌های خشک مانند پیاده روی و ورزش‌های توپی برای از بین رفتن رطوبت و سردی بدن مفید است.

ابراهیمی بیان می‌دارد: برای درمان بلغمی مزاج‌ها، مصرف غذاهای با طبیعت گرم و خشک را به بیمار پیشنهاد می‌کنیم تا سردی بیمار به وسیله گرمی غذا و رطوبت و تری بیمار با خشکی غذا از بین برود همچنین خواب افراد بلغمی زیاد است.

افراد بلغمی مزاج از نظر میل جنسی کم‌توان هستند

وی ادامه می‌دهد: افراد بلغمی مزاج از نظر میل جنسی کم توان هستند و زود خسته می‌شوند ولی اصلاح طبع این افراد می‌تواند مشکل را برطرف کند همچنین مصرف غذاهایی مانند خرما، ارده، شیره و ادویه‌هایی مانند دارچین و زنجبیل برای این افراد مفید است و برخی داروهای گیاهی مانند زنیان نیز می‌تواند رطوبت و سردی را کاهش دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 21:51  توسط داداش سارا  | 

نشانه های ازدیاد بلغم خون

یک محقق طب اسلامی گفت: ریفلاکس گوارشی، نفخ، لکنت زبان، پف زیر چشم، ضعف هاضمه و سینوزیت از نشانه‌های ازدیاد بلغم خون است.
 

سید علی ابوالحبیب  اظهار داشت: غلبه بلغم معمولاً از سن 60 سال به بالا بروز پیدا می‌کند و بلغم دارای طبیعتی سرد و تر است.

وی گفت: از نشانه‌های غلبه بلغم می‌توان به رنگ روشن پوست بدن، سفیدی و نرمی پوست بدن، سردی و رطوبت پوست، سفیدی رنگ رخسار و بروز عرق سرد اشاره کرد همچنین غلبه بلغم موجب سردی انتهای دست و پاهای افراد می‌شود.

این محقق طب اسلامی ادامه داد: بروز لک و پیس، خال‌های سفید و گوشتی، زود سفید شدن نسبی ریش و مو و کاهش سرعت رشد نیز از نشانه‌های دیگر غلبه بلغم است همچنین این افراد دچار ضعف بینایی می‌شوند.

ابوالحبیب اضافه کرد: چشم سفید با پف زیر چشم یا آب آوردن زیر چشم، ورم صبحگاهی پلک‌ها، انگشتان دست، ساق، مچ و انگشتان پا و رقیق شدن آب بینی از نشنه‌های دیگر غلبه بلغم است.

وی بیان داشت: غلبه بلغم موجب سینوزیت، زبان باردار مرطوب و سفید، لکنت زبان و بزاق زیاد و چسبنده که هنگام خواب بر بالش می‌ریزد، می‌شود همچنین این افراد تشنه نمی‌شوند.

این محقق طب اسلامی اضافه کرد: عدم تشنگی، آروغ ترش، ترشی طعم دهان، ترش کردن، ضعف هاضمه، نفخ معده، ریفلاکس گوارشی، تندتند غذا خوردن،  پرخوری عصبی، کندی حرکات (تنبلی)، نبض ضعیف، نازک، کند و مبهم (برادیکاردی) از نشانه‌های دیگر غلبه بلغم است.

ابوالحبیب افزود: سفیدی ادرار، تکرر ادرار، شب ادراری، سنگ، کیست کلیه و ورم پروستات در این گروه شایع‌تر است همچنین پیدایش کیست تخمدان منفرد نیز در این گروه بیشتر رخ می‌دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 21:50  توسط داداش سارا  | 

مصرف شیربادام برای رفع بی‌خوابی مفید است

دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران گفت: شیر بادام موجب افزایش رطوبت مغز می‌شود و برای رفع بی‌خوابی مفید است.
 

محمود خدادوست در گفت‌وگو  «توانا» اظهار داشت: برای رفع بی‌خوابی باید مزاج افراد شناسایی شود.

وی گفت: افرادی هستند که سردی و تری در بدنشان غلبه پیدا کرده است که باید با مواد غذایی مانند چای ‌دارچین، اسطوخودوس، گل‌گاوزبان و بادرنجبویه سردی و تری را از بدن خارج کنند.

دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران اضافه کرد:‌ افرادی هستند که گرمی و خشکی در بدنشان غلبه پیدا کرده است که این افراد باید مواد غذایی مرطوب مانند کاهو، مغزهای گیاهی مانند بادام یا گیاهان دارویی مانند گل بنفشه و گل پنیرک را استفاده کنند که موجب کاهش خشکی بدن می‌شود. این گیاهان طبیعت سرد و تر دارند و خشکی را از مغز خارج می‌کنند.

خدادوست بیان داشت: شیر بادام نیز موجب افزایش رطوبت مغز می‌شود و برای رفع بی‌خوابی مفید است؛ زمانی که افراد دچار بی‌خوابی شدند، شب‌هنگام می‌توانند یکی از این مواد رطوبت‌دار را مصرف کنند که موجب آرامش مغز می‌شود و بی‌خوابی برطرف خواهد شد.

به گزارش «توانا»، در طب سنتی استفاده از شیرهای گیاهی بسیار اهمیت دارد و مصرف این گونه شیرها می‌تواند موجب تقویت بدن شود.

شیربادام از مخلوط 21 عدد بادام با 2 تا 3 قاشق غذاخوری عسل و یک لیوان آب در مخلوط‌کن تهیه می‌شود. بادام‌ها باید به خوبی با عسل میکس شود و پس از آن یک تا دو لیوان آب به آن اضافه شود و افراد این مخلوط را در طول یک روز مصرف کنند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 20:31  توسط داداش سارا  | 

افزایش خلط سودا موجب افسردگی، بی‌خوابی و انزوا می‌شود

ک محقق طب اسلامی گفت: بروز امراض مزمن روحی، بی‌خوابی، لخته شدن خون، آب مروارید، آترواسکلروز، نفخ روده و معده و افسردگی نشانه ازدیاد سودای خون است.
 

سیدعلی ابوالحبیب اظهار داشت: خلط سودا دارای طبیعتی سرد و خشک است.

وی گفت: اگر افراد در مصرف غذاهای سوداساز مانند سوسیس و کالباس، گوشت گاو، گوشت گوساله و بادنجان افراط کنند، این امر موجب بروز غلبه خلط سودا در خون می‌شود.

این محقق طب اسلامی افزود: افراد سوداوی مزاج در صورت عدم رعایت دستورات، استعداد بیشتری در بروز امراض مزمن روحی، بی‌خوابی، لخته شدن خون، آب مروارید، آترواسکلروز، نفخ روده و معده دارند.

ابوالحبیب بیان داشت: درد معده، خشکی پوست، ترک پوست، افسردگی، اسکیزوفرنی، پسوریازیس و بزرگی طحال، بواسیر، گرفتگی عروق پاها، آلزایمر، انواع سکته‌های مغزی و قلبی، سنگ کلیه و کیسه صفرا در افرادی که خلط سودا در بدنشان غلبه کرده، بیشتر بروز پیدا می‌کند.

سودای خون رنگ تیره‌ای دارد و افرادی که خلط سودا در خونشان افزایش پیدا کرده است، پوست صورت و بدنشان تیره می‌شود همچنین ازدیاد سودا در خون موجب بروز افسردگی، انزوا و وسواس فکری و عملی می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 22:15  توسط داداش سارا  | 

مکان‌ها و اقلیم‌های مختلف بر مزاج افراد تأثیرگذارند

مناطق مختلف با توجه به آب و هوا و خاک آنها، دارای مزاج‌های متفاوتی هستند. مناطق کوهستانی دارای مزاج سرد و خشک، مناطق کویری دارای مزاج گرم و خشک و مناطق کنار دریا دارای مزاج سرد و تر هستند.
 مکان‌های گوناگون بر مزاج افراد تأثیر متفاوتی می‌گذارد و مزاج افراد هر منطقه نیز به جغرافیای آنجا وابسته است.

مزاج مردم مناطق کوهستانی مثل دماوند، سرد و خشک است و جوانان با مزاج گرم در فصل تابستان بهتر است به ییلاق بروند و از هوای روح‌افزا و چشمه‌های خنک آنجا بهره ببرند همچنین مزاج ساکنان مناطق بیابانی مانند استان یزد، گرم و خشک است.

مزاج ساکنان مناطق کنار دریا که کوه در جنوب آنها واقع شده، مثل حاشیه شمال و حوالی دریای مازندران سرد و تر است. مردم این نواحی به علت رطوبت بالا معمولاً آرام و صبورند و از طرفی بیماری‌های مفصلی به خصوص در زنان این مناطق شیوع بیشتری دارد.

به همین علت نیز حکما از قدیم در رژیم غذایی مردم این مناطق به اشکال گوناگون پیاز و سیر قرار داده‌اند و نیز پاشیدن سیاه‌دانه بر روی نان در این مناطق سنتی دیرینه است.

مژگان تن‌ساز، دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: مکان‌های مختلف با توجه به آب و هوا و خاک آنها، دارای مزاج‌های متفاوتی هستند.

به گفته وی، هر اقلیم با توجه به آب، خاک و هوای آن دارای مزاج‌هایی است که افراد در این اقلیم‌ها باید تدابیری را رعایت کنند.

دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌افزاید: صفات جسمی و روانی در اقلیم‌ها متفاوت است و افرادی که در اقلیم‌های گرم زندگی می‌کنند که هوای آن گرمتر است، بیشتر به بیماری‌هایی از جنس گرم و خشک مبتلا می‌شوند.

تن‌ساز ادامه می‌دهد: بروز بیماری‌هایی مانند یبوست، سوء هاضمه و اسهال در اقلیم‌های گرم و خشک بیشتر است و افرادی که در این مناطق زندگی می‌کنند، باید از غذاهای لطیف‌تر استفاده کنند.

وی بیان می‌دارد: افرادی که در اقلیم‌های گرم و خشک زندگی می‌کنند باید از روغن‌هایی که دارای طبیعت سرد است مانند روغن بنفشه برای روغن‌مالی بدن و پیشگیری از خشکی پوست استفاده کنند همچنین استحمام کافی داشته باشند، آب کافی مصرف کنند و انجام فعالیت‌های بدنی را محدودتر کنند.

سیدمحمد ابراهیمی، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: در سرزمین‌هایی که دارای رطوبت و سردی است، خلط بلغم بیشتر ساخته می‌شود.

به گفته وی، مناطقی مانند شمال کشور دارای طبیعتی سرد و تر است و بیماری‌های مفصلی در این مناطق بیشتر بروز پیدا می‌کند.

این محقق طب اسلامی بیان می‌کند: شهرهایی مانند کاشان، قم، یزد، کرمان، اصفهان و شیراز در فصل تابستان دارای طبیعتی گرم و خشک است و خلط صفرا در این مناطق بیشتر ساخته می‌شود.

ابراهیمی عنوان می‌کند: ازدیاد صفرا در خون موجب افزایش کهیر، بیماری‌های پوستی،‌ بروز جوش و ناراحتی‌های کبدی می‌شود.

وی می افزاید: زندگی در مناطق شرجی مانند بندر عباس و استان مازندران در فصل تابستان موجب تولید خلط دم می‌شود و افرادی که در این مناطق زندگی می‌کنند، تپل‌تر هستند. مناطقی مانند کوهستان‌های دماوند دارای طبیعتی سرد وخشک است و خلط سودا در این مناطق بیشتر ساخته می‌شود.

این محقق طب اسلامی ادامه می دهد: زمستان شهرهایی مانند قم، کاشان و یزد به دلیل داشتن آب و هوای سرد و خشک موجب بروز و افزایش بیماری‌های سودایی مانند خشکی پوست و ناراحتی‌های روانی می‌‌شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 22:14  توسط داداش سارا  | 

التهاب کبد، پرکاری تیروئید و شوره سر نشانه‌ ازدیاد صفرا در خون است

یک محقق طب اسلامی گفت: اسهال خونی، التهاب کبد، زردی نوزادان، یرقان، انواع هپاتیت، سرفه خشک، بی‌خوابی و پرکاری تیروئید از نشانه‌های ازدیاد صفرا در خون است.
 

سیدعلی ابوالحبیب در گفت‌وگو  «توانا» اظهار داشت: امروزه غلبه‌های انفرادی اخلاط در خون جای خود را به غلبه‌های مختلط داده است.

وی گفت: همچنین غلبه‌های عضوی نیز تشدید پیدا کرده و موجب بروز غلبه‌های جدیدتری از اخلاط در خون شده‌اند که فرد را در تشخیص بیماری خود گیج و مبهوت می‌کنند.

این محقق طب اسلامی عنوان کرد: مثلاً شخصی در ناحیه سر صفراوی، در گردن سوداوی و در تنه بلغمی است که تشخیص این حالت را برای پزشکان طب سنتی با مشکل جدی مواجه کرده‌ است.

ابوالحبیب اضافه کرد: اگر افراد در مصرف غذاهای چرب و شیرین افراط کنند، موجب افزایش خلط صفرا در خون می‌شود همچنین بروز برخی بیماری‌ها را افزایش می‌دهد.

وی بیان داشت: افراد صفراوی مزاج در صورت عدم رعایت دستورات، استعداد بیشتری برای بروز امراض حاد روحی، اضطراب و تنش فکری، علاقه به کشیدن سیگار و داروهای روانگردان، پرکاری غده فوق کلیوی، پرکاری تیروئید، تپش قلب و فشار خون بالا دارند.

این محقق طب اسلامی ادامه داد: بروز اسهال خونی، التهاب کبد، زردی نوزادان، یرقان، انواع هپاتیت، اسکلرودرمی، پسوریازیس، لکه‌بینی و افزایش خونریزی قاعدگی، انزال زودرس، سرفه خشک، بی‌خوابی، سوزش ادرار بدون علت، لاغری شدید، دراز شدن بی‌رویه قد و شوره سر نیز از علائم ازدیاد صفرا در خون است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 15:6  توسط داداش سارا  | 

جایگاه خوابیدن در طب سنتی

خوابیدن در هنگام روز می‌تواند موجب افزایش سردی و رطوبت بدن شود همچنین موجب رخوت، تنبلی و کسل شدن افراد می‌شود.
 خواب یکی از مهم‌ترین مسائل در طب سنتی ایران است البته باید دانست که در مزاج سرد و تر افراد نیاز بیشتری به خواب دارند و همچنین در مزاج گرم و تر نیز به دلیل اینکه رطوبت مغز بیشتر است، افراد به خواب بیشتری نیاز دارند.

خواب انواع خستگی را از بین می‌برد و موادی که بیش از حد میل به تخلیه دارند را در بدن ذخیره می‌کند البته خوابیدن می‌تواند موجب دفع مواد زائد شود.

دفع عرق بدن در زمان خواب فعال‌تر از زمان بیداری است و اگر کسی هنگام خواب بدون علت خارجی بسیار عرق می‌کند، نشانه آن است که بیش از حد غذا مصرف کرده و گرمی بدن او افزایش پیدا کرده است.

خواب سنگین خوابی است که پس از مصرف غذا و آرامش بعد از آن انجام شود که خوابیدن قبل از چنین آرامشی خوابی خوش و پیوسته نیست البته خوابیدن در هنگام روز می‌تواند موجب افزایش سردی و رطوبت بدن شود. به همین دلیل موجب تنبلی و کسل شدن افراد می‌شود.

بهتر است افراد با طبیعت سرد و تر و سرد مزاج روزانه 8 ساعت خواب داشته باشند همچنین افرادی که دارای طبیعت گرم و تر هستند روزانه به 7 ساعت خواب نیاز دارند و افرادی که دارای طبیعت سرد و خشک هستند روزانه به 6 ساعت خواب نیاز دارند و افرادی که گرم مزاج هستند نیز روزانه به 6 ساعت خواب نیاز دارند.

محمود خدادوست، دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: ‌اساساً رطوبت و تری بدن موجب افزایش خواب می‌شود و افرادی که دارای طبیعتی سرد و تر همچنین گرم و تر هستند، بیشتر از سایر افراد می‌خوابند به دلیل اینکه بدن این افراد دارای رطوبت است و علت خواب، تری و رطوبت است.

به گفته وی، هنگام خواب حرارت به درون بدن پیش می‌رود، درون بدن فرد گرم است ولی خارج از بدن سرد است به همین دلیل در گرمای تابستان نیز افراد نیازمند پوشاندن بدن خود به هنگام خواب هستند.

دستیار تخصصی طب سنتی دانشگاه علوم پزشکی تهران اضافه می‌کند: هضم یکی از فعالیت‌هایی است که در هنگام خواب صورت می‌گیرد، به همین دلیل حرارت بدن داخل سیستم گوارشی جمع می‌شود و به هضم غذا کمک می‌کند و اگر فرد شب گرسنه بخوابد چون معده او خالی است و حرارت به داخل معده می‌رود، موجب لاغری و ضعف بدن فرد می‌شود.
 
سیدمحمدابراهیم ابراهیمی، محقق طب اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار بهداشت و درمان باشگاه خبری فارس «توانا» می‌گوید: خواب خوب خوابی است که وقتی فرد بیدار شود احساس آرامش و سبکی کند.
 
به گفته وی، خواب زیاد موجب چاق شدن بدن می‌شود و سردی و رطوبت بدن را افزایش می‌دهد؛ افرادی که دارای طبیعت سرد و تر و گرم و تر هستند به خواب بیشتر احتیاج دارند چرا که بدنشان رطوبت زیادی دارد.
 
این محقق طب اسلامی می‌افزاید: افرادی که دارای طبیعت گرم و خشک و سرد و خشک هستند، چون بدنشان خشک است به خواب کمتری نیاز دارند.

ابراهیمی اضافه می‌کند: خواب بعدازظهر یکی از مضرترین خواب‌هاست چرا که موجب ضعف حافظه، رخوت، کسلی و افزایش رطوبت بدن می‌شود.
+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 20:23  توسط داداش سارا  |